الناالنا، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

همیشه باتو +

اولین ها-قسمت دوم

1391/5/27 21:57
نویسنده : مامان
153 بازدید
اشتراک گذاری

اینجا میخوام از اولین هایی شروع کنم که باعید نوروز  سال ٩١ همراه

است البته باید بگم سال ٩١ کاملا متفاوت آغاز شد هم اینکه یه فرشته

 پیشمون بود واینکه ما اغاز سال نو رو در سفر به شمال آغاز کردیم به

همراه بابا بزرگ ومامان بزرگ عمه مهسا وعمو علی وخاله زهرا وعمو

هادی

گل من اولین عیدت مبارک باشه انشالله ١٠٠ زنده وسالم در پناه حق گذران عمر کنی

اولین باری که شروع بدست زدن کردی ٨ ماه بودی قربون دستای کوچیکت بشه مامان

اولین باری که جای شیر خوردن خودت پیدا کردی وسرتوکردی زیر پیراهن مامان ٨ ماه بودی

اولین باری که یه مروارید نوی دهانت شروع به روییدن کرد ٩ماه تمام بودی

اولین باری که دور زدی وتقریبا روی پاهات وایسی وشیر بخوری ٩ ماه بودی

اولین باری که

اولین سفر به دزفول وسد تنظیمی

النای سه ماهه ونوس 6 ماهه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله سحر
1 خرداد 91 12:49
اولين باري كه اومدي اداره 27 اسفند 1390بود ... مامانت گفته بود تو مياره ولي من اصلا حواسم نبود در و باز كردم اومدم تو ديدم واي خداي من تو بغل خاله زهرايي... عزيز دلم با اون سارافون سرخابي.. بوي گل ميدادي .. اينقدر خونگرم و مهربون بودي ... راحت اومدي بغلم قربونت برم ميخاستم گازت بگيرم حيف كه مامانت اونجا بود كلي هم باهات عكس گرفتيم (ممنون از همكاري شما كه گريه نكردي) .. بازم تشريف بيارين دلمون برات تنگ شده خوشگل خانوم


ممنون خاله جون چشم ميام
مامان هم قول ميده انشالله عكساي اون روزو طي چند روز آينده بذاره