الناالنا، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 16 روز سن داره

همیشه باتو +

در استانه یک سالگی

دختر خوبم گل محبوبم داری یک ساله میشه کلی اتفاقهای خوب ودوست  داشتنی توی این روزها برات افتادوماهارو غرق شادی کرد دخترم امروز یک ساله شدی مبارک باشه عزیزم دیگه خانوم شدی برای خودت گل مامان وبابا نمیتونیم فعلا برات تولد بگیریم چون سالگرد تولدت با شب ضربت خوردن حضرت علی (ع) و١٩ رمضان سال ١٤٣٣ یکی شده انشالله بعدا گلم از خجالتت در میایم البته اینم باید بگم که به ماه عربی ٨ رمضان بدنیا اومدی که اون شب یه کیک کوچولو برات گرفتیم ومهمونی افطاری دادیم وچند تا عکس گرفتیم ولی چون حوصله نداشتی زیاد خوب نشدن. خانومم دیشب یعنی ١٧ مرداد با قاشق کوچولوی ریزه میزش به مامان غذا داد خیلی خیلی به مامان چسبید گل زیبای من دیکه مبل ها رو می...
27 مرداد 1391

چند روز بعد از یکسالگی

الان که دارم اینو مینویسم  النای مامان  یکسال و 8 روزشه النای مامان امروز به مامان کمک کرده تا لباس های شسته شده رو پهن کنه به مامان لبای س میداد ومامان پهن میکرد. النای مامان صدای کلاغ درمیاره ومیگه گار گار النای مامان روی زانو میشینه ودستاشو باز میکنه النای مامان دسشو میگیره به مبلها وراه میره وبعد دستشو ول میکنه که وایسه ولی زود به مبل تکیه  میده النای مامان روی وسایل میاستد وسعی میکنه ازشون بالا بره النای مامان دیگه میتونه کشوی کمدشو باز کنه وبا پخش اونها به مامان کمک کنه النای مامان سعی میکنه شلوارش در بیاره ...
27 مرداد 1391

شیرین کاری

الان نفس مامان ١٠ ماه و ٨ روزشه و ٢تا دونه مروارید کوچولو توی دهانش داره اولی رو ٢٣ اردیبهشت  ١٣٩١ دراورد ودومی رو با فاصله ١٥ روزه از قبلی ضمنا خانوم خانوما اصلا مامان وبابا رو اذیت نکرد خیلی صبورانه ٢تا مروارید و هدیه داد به اونها ممنون دختر مهربون صبورم که اینقدر گلی عسل خانوم از ٩ونیم دیگه براحتی چهار دست وپا میره والان که ١٠ماه و٨روزشه دستشو میگیره به تکیه گاهی وبلند میشه نفس مامان وبابا در ١٠ماهگی مشهدی شد والان مش النا شده واسه خودش شایان ذکر استکه دختر م توی این سفر خیلی بزرگ شد ورفتارش خیلی عوض شد     الان بعضی کلماتو دیگه میگه : مثلا عکس خودش توی حرم رو وقتی میبینه میگه...
27 خرداد 1391