الناالنا، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 15 روز سن داره

همیشه باتو +

دل نوشته

1391/5/27 21:42
نویسنده : مامان
152 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عروسکم قشنگم اینو وقتی برات دارم مینویسم که تقریبا ٩ ماهه از اومدنت گذشته ودقیقا مثل همون روزای آخر قبل از اومدنت مامان خیلی بی تابه همش احساس میکنه خیلی کارا باید برات میکرده وزمان گذشته ونتونسته از این حرفا که بگذریم

میخوام از اول اول اومدنتو برات تعریف کنم از روزی که فهمیدم هرروز وهر شب باهامی واز خدا خواستم بهترین باشی برای خودشخجالت شاید خودخواهی باشه که بگم دوست داشتم همیشه مال خودم باشی پیشم بمونی وهیچوقت ازت جدانشم نیشخندچون باباهم خیلی دوست داشت تورو ببینه روزی که متوجه شدتو امدی بین ما یه سه شنبه بود   اینقدر زود خودشو رسوند خونه که من ومامان بزرگ کلی تعجب کردیم اون روزو نرفت سر کار ومن وبیشتر از قبل با اینکارش غرق شادی کردچشمک

 فردا هم تاسوعا بود ومن حال خیلی عجیبی داشتم تورو از خدا خواسته بودم اونم توی دعاهای ده عاشورا تورو بهم داده بود خیلی خوشحال بودم وخیلی نگران آخه حس  میکردم هنوز آمادگی یه مامان خوبو ندارم وهمش میترسیدم چیزی برات کم بذارم وهنوزم میترسم

از همون اول فرشته زیبای من میومدی توخوابم وباهام حرف میزدی منم به بابا حرفاتو میگفتم دوتایی کلی ذوق میکردیم

 هرروزانتظار وزحمت هایی که بابا برای ما میکشید هم منو امیدوار میکرد به ادامه وهم شرمنده خوبیاش میشدم گاوچران

وبالاخره قرارشد توی یه روز قشنگ بعد از اون همه چشم براهی وماجراهای مختلف بیای پیش ما من که دل تنگ جداشدنت بودمو خوشحال از اومدنت باباهم سر از پا نمیشناخت وثانیه ثانیه منتظر اومدنت بود یه سه شنبه دیگه باز توی یه روز نورانی که منتسب به امام عصرمونه وامیدوارم از پیروانش باشی اومدی بین ما وزندگی مادی رو آغاز کردی وهمون روز شدی همه کس منوبابا

اینارو تا اینجا داشته باش تا همه خاطرات خوب با تو بودنو برات بنویسم قشنگ زرنگمقلب 

اینم آسمان آبی اتاقته امیدوارم همیشه آسمونت آبی باشه وپر ستاره نفسم

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

خاله سحر
1 خرداد 91 12:25
پشت هر كوه بلند
سبزه زاريست پر از ياد خدا
و در آن باغ كسي ميخواند
كه خدا هست دگر غصه چرا؟
آرزو دارم
خورشيد رهايت نكند
غم صدايت نكند
ظلمت شام سياهت نكند
و تو را از دل آنكس كه دلت در تن اوست حضرت دوست جدايت نكند....

اينم براي الناي عزيزم اميدوارم بزرگ كه شد خاله سحر رو يادش بمونه ..


ممنون از اينهمه مهربوني
شايان ذكر است در اين 9ماه خاله سحر وخاله زهرا خيلي به مامان كمك كردن كه اميدوارم به همبن زودي بتونم جبران زحماتشونو بكنم بازهم ممنون از همتون خاله هاي نازنازي ودوستاي خوبم